دروغ مصلحتآمیز
دروغ مصلحتآمیز، دروغی که با هدف نیل به یک مصلحت انجام میگیرد. قبح دروغ در اخلاق و فقه، با دلیل عقلی و نقلی اثبات میشود. بیشتر دانشمندان شیعی بر این باورند که قبح دروغ ذاتی نیست. آنها با استناد به ادلۀ عقلی و نیز روایات حکم کردهاند که بنا بر مصلحت، دروغگویی جایز و گاه لازم است.
با تأمل در ادلهی مجوّز دروغ مصلحتآمیز میتوان دریافت که مقصود از مصلحت در دروغ مصلحتآمیز، مطلق مصلحت نیست، بلکه، ضرورت غیر قابل اجتناب و یا مصلحت روابط انسانهاست.
مفهومشناسی
دروغ مصلحتآمیز عنوانی است که در متون دینی و فقهی اولیه نیامده است و در عرف مردم به مواردی اطلاق میشود که دروغ گفتن برای دستیابی به یک مصلحت مهم یا دفع یک مفسده ضروری، مجاز شمرده میشود.[۱] دروغگویی نه از نظر عقل و نه از نظر شرع، به خاطر مطلق منفعت و مصلحت تجویز نشده است، بلکه تنها ضروت یا اصلاح رابطه بین مردم مجوز آن است.[۲]
موارد جواز دروغ از دیدگاه عقل
به گفته فقیهان و عالمان اخلاق، عقل حکم میکند دروغ تنها در موارد ضروری جایز است. این ضرورت شامل موارد زیر میشود:
- اکراه: مجبور شدن به دروغ گفتن، مانند داستان عمار یاسر که زیر شکنجه مجبور به انکار ایمان شد.[۳]
- اضطرار: ناچار شدن به دروغ برای حفظ جان، مال یا آبروی خود یا دیگران.
- وقتی بین انتخاب دو گزینه چارهای جز انتخاب یکی از آنها نیست: وقتی بین انجام ندادن یک واجب یا انجام دادن یک حرام، یا بین دو حرام، انسان ناچار به انتخاب یکی باشد و دروغ گفتن، در شرایطی که ضرر آن کمتر از ضرر دیگر باشد، جایز است.[۴]
موارد جواز دروغ از نظر روایات
برخی از فقها[۵] معتقدند روایاتی که به طور مطلق جواز دروغ برای مصلحت را بیان میکنند، باید با توجه به روایات دیگر که دروغ را فقط برای اصلاح بین مردم جایز میدانند، تفسیر شوند.[۶]
- اصلاح رابطه بین مردم: اگر شنیدن سخنی باعث کدورت بین دو نفر شود، میتوان با گفتن سخنی خلاف واقع (اما در جهت اصلاح) دل طرف مقابل را به دست آورد و رابطه را بهبود بخشید.[۷] پیامبر اسلام(ص) نیز در وصایایی به امام علی(ع) فرمودند که خداوند دروغ برای اصلاح را دوست دارد.
- فریب دادن دشمن در جنگ: در میدان جنگ، استفاده از حیله و دروغ برای ضربه زدن به دشمن جایز است.[۸]
- وعده دروغین به خانواده: اگر فرد قصد انجام وعدهای را ندارد، اما برای دلخوشی یا حفظ آرامش خانواده چنین وعدهای میدهد، دروغ محسوب نمیشود.[۹]
- دفع شرّ ظالم: دروغ گفتن برای نجات جان، آبرو یا مال خود یا برادر دینی از دست ظالمان و حاکمان ستمگر جایز است. امام صادق(ع) فرمودهاند دروغ مذموم است مگر در دفع شر ظالمان و اصلاح بین مردم.[۱۰]
- حفظ مال: در مواردی حتی قسم دروغ برای حفظ مال خود یا مال مؤمن دیگر از دست ستمگر یا غاصب، جایز شمرده شده است. [۱۱]
- به خاطر مصلحت و دفع مفسده: برخی روایات به طور کلی بر جواز دروغ برای ایجاد مصلحت یا جلوگیری از فساد دلالت دارند، هرچند برخی فقها این روایات را ضعیف دانسته و معتقدند منظور از “صلاح” در این روایات همان “اصلاح بین مردم” است.[۱۲]
نمونههای قرآنی
داستان یوسف (ع): وقتی یوسف(ع) جام پادشاهی را در بار برادرش گذاشت و سپس اعلان دزدی کرد، این کار با هدف کشف حقیقت و اجرای مصلحت صورت گرفت.[۱۰]
داستان ابراهیم (ع): ابراهیم(ع) به بتپرستان گفت که بت بزرگ، بتهای دیگر را شکسته است. این سخن برای نشان دادن ناتوانی بتها و هدایت مردم به سوی توحید بود.
پانویس
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۲.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۲۱-۲۲.
- ↑ طوسی، تفسیر تبیان، ج۶، ص۴۲۸.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۸-۱۹.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۳ به نقل از: امام خمینی، المکاسب المحرمة، ۱۴۱۰ق، ۹۲؛ یثربی، المدارج الفقهیه المکاسب المحرمه، ۱۳۸۶ش، ج۲، ۷۹ – ۸۱
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۳.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۱-۱۳.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۱، به نقل از کلینی، الکافی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ۳۴۲.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۱، به نقل از کلینی، الکافی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ۳۴۲.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ قرائتی، تفسیرنور، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۲۵۳.
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۲، به نقل از: مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ۲۶۳
- ↑ اترک، «معنای دروغ مصلحتآمیز»، ص۱۳ به نقل از شیخ طوسی، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۳۰۰.
منابع
- اترک، حسین، «چیستی دروغ»، فصلنامه علمی پژوهشی آینه معرفت، تهران، شماره ۲۰، پاییز۱۳۸۸ش.
- اترک، حسین، «معنای دروغ مصلحتآمیز» فصلنامه پژوهشهای فلسفی، تبریز، شماره ۱۲، بهار و تابستان ۱۳۹۲ش.
- امام خمینی، سید روحالله، المکاسب المحرمة، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه و مستدرکها، قم، مؤسسة آلالبیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
- سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، مقرر: حسن مکی عاملی، قم، مؤسسة الامام الصادق، ۱۴۱۷ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا يحضره الفقيه، تحقیقک علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
- شیخ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
- شیخ طوسی، محمدبن حسن، تبیان، بی تا، بی نا، بی جا.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: عبدالحسین غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۶ق.
- علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، ۱۴۰۳ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.
- مازندرانی، ملا صالح، شرح اصول الکافی، با تعلیقات ابوالحسن شعرانی، بی تا، بی جا، بی نا.
- مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، تحقیق: صادق حسن زاده، قم، انتشارات فیروزآبادی، بیتا.
- یثربی کاشانی، سید محمد، المدارج الفقهیه المکاسب المحرمه، قم، انتشارات علامه وحید بهبهانی، ۱۳۸۶ش.
- یحیی بن عدی، ابو زکریا، تهذیب الاخلاق، قم، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۱ش.